تحولات منطقه

به دلیل قدرت بازدارندگی بالایی که ایران تا کنون نشان داده است و دیپلماسی فعالی که در سایه در جریان است؛ جنگ حاضر به جنگی طولانی و تمام‌عیار تبدیل نخواهد شد.

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

به نظر من این موضوع، یعنی درگیری و جنگ میان ایران با آمریکا و اسرائیل، فراتر از سیاست روز است و باید از منظر تاریخ، فرهنگ، و جهان‌بینی‌های بنیادین بررسی شود.ایران و جهان غرب دارای دو سنت تمدنی متفاوت‌اند. تمدن ایرانی-اسلامی مبتنی بر وحدت، معنویت، عدالت و اخلاق الهی استوار است. تاریخ ایران پس از اسلام با ایده‌ی حق، عدل، و مقاومت در برابر سلطه تعریف شده است. تشیع هم این مولفه‌ها را تشدید کرده است.تمدن غربی که امروزه آمریکا نمونه‌ی شاخص آن است بر فردگرایی، عقل ابزاری و قدرت تکنولوژی استوار است و هدف آن تصرف و تسلط و کسب برتری بر دیگران ناشی از قدرت برآمده از طریق علم و اقتصاد است. از این‌رو این دو سنت تمدنی ذاتاً در تقابل با هم هستند.

این جنگ هم در چارچوب این تقابل تمدنی قابل تبیین است و نمی‌توان آن را صرفا یک تقابل سیاسی و نظامی دانست.در مورد آینده این جنگ و نتیجه تقابل آن هم باید گفت که در دنیای معاصر، رویارویی تنها در میدان جنگ یا سیاست نیست بلکه در عرصه‌ی معنا و فرهنگ نیز جریان دارد.که از یک نظر، دنیا به سمت قطب‌گیری‌های جدیدی بر این اساس حرکت خواهد کرد. قطب‌گیری‌های مبتنی بر هویت‌های بومی و معنوی که ایران و کشورهای شرق و غرب آسیا در آن نقش پر رنگی خواهند داشت در برابر قدرت‌هایی که مدعی نظامی تک‌قطبی در جهان براساس معیارهای مادی صرف هستند.از نگاه تمدنی و فلسفه تاریخ، تقابل تمدنی بین ایران و غرب همیشه خواهد بود. این تقابل حق و باطل و معنویت و معنا با مادیت و مادیگرایی است.در مورد اثرات و پیامدهای منطقه‌ای جنگ ایران و آمریکا، اگر جنگ گسترده و طولانی شود به طور حتم دگرگونی‌های امنیتی در خاورمیانه را به همراه خواهد داشت. مهمترین نکته آن، پُررنگ‌شدن نقش قدرت‌ها و جریان‌ها و گروه‌های مخالف غرب و کم‌رنگ‌شدن نقش دولت‌های منطقه به ویژه در حوزه امنیتی است.دیگر این که به تدریج شاهد شکل‌گیری محورهای ائتلافی جدیدی خواهیم بود که بازیگران اصلی آن چین و روسیه و ایران در یک محور در برابر محور غرب خواهد بود.

سازمان‌ها و تشکّل‌های منطقه‌ای موجود، مانند شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب و حتی پیمان‌های دفاعی موجود میان کشورهای منطقه، دچار بحران کارآمدی خواهند شد کما این که نشانه‌های فقدان کارآمدی آن‌ها را در پیمان‌های دفاعی کشورهای خلیج فارس با آمریکا در همین جنگ جاری هم می‌توان دید.کشورهای منطقه باید راهبردهای جدید برای دفاع از خود در پیش گیرند که در این راهبرد باید تکیه بر داشته‌های داخلی و منطقه گردد.به نظر روسیه و چین در غیاب یا کم‌رنگ‌شدن قدرت آمریکا در منطقه غرب‌آسیا بیشترین بهره را خواهند برد. و احتمالا بلوک‌های اقتصادی جدیدی در منطقه شکل خواهد گرفت که بیشتر منطقه‌ای خواهد بود.نکته مهم‌تر این که اندیشه و محور مقاومت و ملی‌گرایی در منطقه تقویت خواهد شد و کشورهای منطقه تلاش خوهند کرد که از آمریکا فاصله بگیرند و اسرائیل در موقعیت ارتباطی و تعاملی بد یا بسیار سطح پائینی با همسایگان خود و کشورهای منطقه قرار خواهد گرفت و رویاهای اسرائیل بزرگ را کنار خواهد گذاشت.در مورد تاثیرات این جنگ بر افغانستان، به نظرم افغانستان هم، به طور غیرمستقیم در حوزه‌های امنیتی، اقتصادی و ژئوپلتیکی متاثر خواهد شد. به این معنا که پیروزی ایران و ثبات این کشور باعث بالا رفتن سطوح امنیتی و اقتصادی در افغانستان خواهد شد و به لحاظ ژئوپلیتیکی دولت مستقر در افغانستان، بایستی سیاسیت تعاملی خود با همسایگانش از جمله ایران، روسیه و چین را به گونه‌ای تعریف کند که در آن منافع امریکایی‌ها کمتر لحاظ خواهد شد.

در ارتباط با پیش‌بینی از آینده جنگ باید گفت به دلیل قدرت بازدارندگی بالایی که ایران تا کنون نشان داده است و دیپلماسی فعالی که در سایه در جریان است؛ جنگ حاضر به جنگی طولانی و تمام‌عیار تبدیل نخواهد شد.اما زمینه‌های آن همیشه وجود خواهد داشت بخاطر همان تقابل تمدنی ایران و غرب و غیرقابل پذیرش‌بودن موجودیت کشوری جعلی به نام اسرائیل برای ایران. این جنگ در نهایت باید یک پیروز داشته باشد. اما تا آن زمان درگیری‌های نیابتی این دو محور تمدنی ادامه خواهد یافت و قدرت امریکا در منطقه هم به تدریج کاهش خواهد یافت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha